گیک آزاد

Free/Geek/Life.sh

کپی‌رایت، خوب یا بد؟

نویسنده:
۲۵ دی ۹۲

دیروز جادی روی وبلاگش از کپی‌رایت یا همون حق تکثیر نوشت و دعوت کرد که توی این هفته از کپی‌رایت بنویسیم. ایده خوبیه و جای بحث زیاد داره و من هم تصمیم گرفتم چند خطی بنویسم.
اول از همه دعوت میکنم که مقاله آزادی یا کپی‌رایت از ریچارد استالمن، رهبر جنیش نرم‌افزار آزاد رو بخونید. فکر میکنم این نوشتار خیلی از گفتنی‌ها رو گفته و به بهترین شکل توضیح داده که چرا کپی‌رایت مهمله چون با آزادی آدم‌ها در تضاده. این نوشتار اونقدر گویا هست برای اینکه بگه چرا کپی‌رایت و حمایت ازش و بزرگ شدنش میتونه خطرناک باشه و در نهایت به ضرر آدم‌ها تمام بشه و دنیا رو تبدیل به یک قفس جهنمی کنه که در اون یک ناظر بزرگ، کنترل سیستم‌‌های کاربران رو در دست بگیره و براشون تعیین کنه که اجازه دارند از چه محتوایی روی سیستم‌هاشون استفاده کنن.

وقتی صحبت از کپی‌رایت میکنیم باید در نظر داشته باشیم که کپی‌رایت، آیین‌نامه‌ای بود مربوط بود به عصر مطبوعات چاپی تا ناشرها برای انتشار نوشته‌های متعلق به نویسندگان، باید از اونها کسب اجازه میکردن. بگذریم از اینکه آیا کپی‌رایت در اون زمان واقعا به نفع نویسندگان تمام شد یا نه، باید بپدیریم که کپی‌رایت به هیچ وجه با نیازهای دنیای امروز ما متناسب و سازگار نیست و کارایی نداره. چرا؟ به چند دلیل کاملا واضح:
ما در عصری زندگی میکنیم که عصر کامپیوتر، شبکه، محتوای دیجیتال و فرهنگ اشتراک‌گذاریه. روش نشر محتوا در عصر ما، نسبت به زمان‌های پیشین، بطور کلی دگرگون شده. آدم‌ها امروزه خیلی سریع و راحت نرم‌افزار، کتاب، فیلم و موزیک رو باهم از طریق اینترنت به اشتراک میگذارن.

copyright

لازمه بگم که دزدی به هر شکلی بده. من به هیچ وجه با دزدی موافق نیستم و توجیهش نمیکنم ولی کپی‌رایت رو هم به عنوان مکانیسمی برای جلوگیری از دزدی مفید نمیبینم. به نظر من بهتره دست از شعار دادن‌های بی‌فایده برداریم و قبول کنیم که کپی‌رایت با نیازمندی‌های عصر ما سازگار نیست و به ناچار محکوم به شکسته. باید قبول کنیم که امروزه نمیشه با وضع قوانین دست و پاگیر کپی‌رایت آدم‌ها رو محدود کرد و جلوی دسترسی اونها رو برای استفاده بدون محدودیت از انواع محتوا گرفت. دنیا سال‌هاست به سمت فرهنگ اشتراک‌گذاری حرکت کرده و نمیشه آدم‌ها رو به جرم به اشتراک‌گذاری فولان محتوا متخلف محسوب کرد. کپی‌رایت برای آدم‌ها آزار دهنده‌ست. آدم‌ها از قوانینی که بر اونها تحمیل بشه فرار میکنن. آدم‌ها قوانینی که باعث رنجشون بشه رو دور میزنن. صرف نظر از اینکه این حرف رو بپذیریم یا نه، این یک واقعیتیه که داره در تمام دنیا اتفاق میوفته. نمیشه با ذره‌بین دنبال آدم‌ها افتاد و به اونها به جرم کپی کردن بدون اجازه فولان اثر برچسب مجرم بودن چسبوند. هیچ قدرتی توان این رو نداره که کنترل محتوا در این ابعاد وسیع رو در دست بگیره.

این مهمل‌ترین کار دنیاست که ناشر یک اثر بیاد و هر روز اینترنت رو بگرده تا به آدم‌هایی که فولان اثر دارای کپی‌رایت رو بدون اجازه روی اینترنت منتشر کرده هشدار بده و ازشون شکایت کنه تا اون رو از روی اینترنت حذف کنن یا بیاد و بگه جان من کپی نکنید! یا مستند درست کنه و از بازیگرهای معروف بخواد تا به مردم بگن این کار بده و جرمه یا حرامه! تا کی میخوایم انرژی و وقتمون رو صرف این کارهای مهمل کنیم؟
بحث فرهنگسازی هم در این زمینه به هیچ‌کجا نخواد رسید همونطور که تا الان به جایی نرسیده. همه رو به حساب این نذارید که ما ملت بی‌فرهنگی هستیم که برای کپی‌رایت احترام قائل نیستیم و همه چیز رو کپی میکنیم. کپی‌کاری و انتشار غیر مجاز و زیرزمینی نه‌تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا انجام میشه و هیچ دولتی هم توانش رو نداره تا جلوش رو بگیره و از هر طرف جلوی این کار رو بگیری از جای دیگه بیرون خواهد زد. آدم‌ها ذاتا تببلن و تنبلی کردن رو دوست دارن، مثلا دانلود کردن سریال طنز فولان از روی اینترنت خیلی راحت‌تر از رفتن به مغازه و پول دادن و خریدنشه پس خیلی‌ها ترجیح میدن دانلودش کنن.

پس چاره کار چیه؟ حمایت از مولف چی میشه؟
حرف من اینه که باید دست از تلاش‌های مهمل و بی‌نتیجه برای جا انداختن فرهنگ کپی‌رایت در بین آدم‌ها برداریم. سالهاست که ما داد سخن میدیم که کپی‌رایت رو رعایت کنیم ولی در عمل تغییری حاصل نشده. از طرفی اکثر همون افرادی که داد سخن میدن از کپی‌رایت، فقط قشنگ حرف میزنن ولی در عمل خودشون هم کاملا بهش معتقد نیستن و وقتی نوبت به خودشون برسه با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ زدن رفتار میکنن.

پس این کار نشدنیه و چیزی که کار نمیکنه رو باید کنار گذاشت چون همونطور که گفتم با نیازمندی‌های آدم‌های امروزه سازگار نیست. ما باید مطابق با نیازهای عصر حاضر حرکت کنیم. امروزه در همه‌جای دنیا مرسومه که به عنوان مثال هنرمندان و نویسندگان نه تنها به دنبال کپی‌رایت نیستن بلکه خودشون داوطلبانه بقیه آدم‌ها رو تشویق میکنن به کپی کردن آثارشون و در عوض امکان دریافت کمک‌های مالی یا به اصطلاح دونیت کردن برای عموم رو هم فراهم میکنن. آدم‌ها میان، دانلود میکنن، گوش میکنن/میبینن/میخونن و اگر دوستش داشتن برای حمایت از هنرمند محبوبشون میرن و بهش در حد توان کمک میکنن تا هم باعث دلگرمی بشه و هم در هنرمند محبوبشون رغبت ایجاد کنه برای ساختن کارهای بعدی.

کدوم هنرمندها این کار رو کردن؟ آیا این روش جواب داده؟ آیا واقعا تونستن پولی جمع کنن؟ بهتره به این قسمت از مقاله استالمن توجه کنید:

پرفروش‌ترین‌ها نیز می‌توانند بدون متوقف ساختن به اشتراک گذاری خوب عمل کنند. Stephen King صدها هزار دلار از فروش نسخهٔ الکترونیکی کتاب خود که رمزگذاری نشده و کپی‌برداری و به اشتراک گذاری را منع نمی‌کرد، در آمد کسب کرد. Issa خواننده‌ای که به نام Jane Siberry نیز شناخته می‌شود، از اشخاص می‌خواست که هنگام دانلود ترانه‌ها قیمتی را که دوست دارند تعیین کنند و متوسط هر پرداخت کمتر از ۰/۹۹ دلار بود. Radiohead در سال ۲۰۰۷ از طرفداران خود خواست که آلبوم جدید را کپی کرده و هر مبلغی که می‌خواهند بابت آن پرداخت کنند، و در حالی که این آلبوم به واسطهٔ P2P نیز به اشتراک گذاشته شده بود، میلیون‌ها دلار درآمد از قبل آن کسب کرد. در سال ۲۰۰۸، Nine Inch Nails آلبومی را با اجازهٔ به اشتراک گذاری کپی‌ها منتشر ساخت و در طول چند روز ۷۵۰،۰۰۰ دلار به دست آورد.

نتیجه‌گیری:

ممنوع کردن اشتراک‌گذاری و وضع قوانین کپی‌رایت، راه زنده نگه‌داشتن هنر و حمایت از هنرمند در عصر حاضر نیست.نه در ایران و نه هیچ کجای دیگه. البته ناگفته نمونه که هنرمندان متاسفانه در ایران از سمت دولت حمایت نمیشن و از مالیات هم سهمی ندارن. از طرفی باید به مشکلات اقتصادی هم اشاره کرد که خودش از عوامل اصلی کپی‌شدن گسترده هست چون باعث میشه شهروندان تا حد امکان در خرج کردن پول خودشون صرفه‌جویی کنن. از طرفی، هنرمندان ما که سعی نمیکنن با دنیا همگام بشن و کاری کنن برای جا انداختن فرهنگ دونیت کردن. پس قبل از اینکه همه رو محکوم کنیم و با یک چوب همه رو بزنیم، کمی تامل کنیم و با در نظر گرفتن همه این موارد، اونوقت مردم رو قضاوت کنیم. (:

آرون سوارتز یادت گرامی

نویسنده:
۲۲ دی ۹۲

حدود یکسال پیش در چنین روزهایی، متاسفانه جنبش حقوق دیجیتال یکی از بهترین‌ فعالانش رو از دست داد و اون کسی نبود جز آرون سوارتز یک برنامه‌نویس، نویسنده و فعال اینترنتی که بر علیه سانسور و برای دسترسی آزاد آدم‌ها به اطلاعات و اینترنت آزاد مبارزه کرد و کمک کرد به گسترش آزادی‌های آنلاین. آرون فعالیت‌های زیادی برای جلوگیری از قانون توقف سرقت آنلاین یا همون SOPA انجام داد. آرون مجوز کریتیو کامانز رو راه‌اندازی کرد، فرمت RSS یا همون خوراک/خبرمایه معروف رو توسعه داد و یکی از پایه گذاران سایت اجتماعی/خبری محبوب ردیت هم بود.

Aaron Swartzیاد و خاطره آرون رو گرامی میداریم خصوصا در سالی که با چالش‌های زیادی درباره آزادی‌ و امنیت کاربرها مواجه بودیم. باید تلاش کنیم تا راه آرون رو ادامه بدیم و مبارزه کنیم با همه خبیث‌ها و مونوپولی‌هایی که تلاش میکنن تا آزادی‌ رو از آدم‌ها سلب کنن و قفسی توی دنیا بسازن برای محدود کردن آدم‌ها برای جلوگیری از دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنت (:

جاسوسی از طریق پیغام گزارش کرش ویندوز

نویسنده:
۱۶ دی ۹۲

پیغام زیر حتما برای کاربران ویندوز آشناست. یک پیغام مهمل که وقتی چیزی کرش میکنه میاد و میگه سیستم شما یک خطا گرفته و درخواست میکنه که لاگ مربوطی رو که براش ساخته شده، برای مایکروسافت بفرستیه. خیلی از کاربرها در جواب دکمه ثبت رو میزنن و میفرستن.windows reportاین سیستم گزارش دادن از ویندوز XP به بعد وجود داره و مایکروسافت گفته بطور پیشفرض گزارش‌ها رو رمزنگاری میکنه ولی ظاهرا انتقال پیغام‌ها بصورت غیر رمزنگاری شده بر روی دامنه واتسن سایت مایکروسافت به آدرس watson.microsoft.com انجام میشه. بندهایی از اسناد به بیرون درز کرده snowden که اخیرا اشپیگل منتشر کرده، توضیح میده که چظور NSA یا همون آژانس امنیت ملی آمریکا از این نقطه ضعف برای گرفتن دسترسی پسیو بر روی کامپیوترهای ویندوزی استفاده میکرده.
در دسترسی passive اطلاعاتی که کامپیوتر از طریق اینترنت به بیرون ارسال کرده به دام میوفته و در جایی دخیره میشه ولی کامپیوتر آلوده به بد افزاری نمیشه. همین سطح دسترسی میتونه اطلاعات زی‌قیمتی رو مثل اینکه چه نرم‌افزارهایی روی سیستم نصب شده، چه نسخه‌ایه و همچنین کدوم پچ‌ها روی سیستم نصب شدن هم شامل میشه. این اطلاعات برای پلن کردن و ساختن بدافزارهای مناسب برای حمله به کامپیوتر هدف تا حدودی کافیه.
به عنوان نمونه این اطلاعات یک گزارش کرش مربوط به فایرفاکسه.این گزارش شامل اظلاعاتی مثل تاریخ، سازنده وسیله، اطلاعات مربوط به سیستم‌عامل، نسخه‌های سرویس‌پک و آپدیت‌های نصب شده، نسخه بایوس و غیره میشه.

win report sample

پس اگر ویندوز استفاده میکنید همین الان به کنترل پنل برید و Problem reporting settings رو جستجو کنید و گزینه Never check for solutions رو بزنید و تا میتونید در مقابل این قبیل جاسوس‌های وقیح محکم‌کاری انجام بدین (:

فاجعه امنیتی در استفاده از کارت‌های اعتباری

نویسنده:
۴ دی ۹۲

posبه فروشگاه میرین، خرید میکنین و قصد دارین پولش رو با کارت اعتباری پرداخت کنید. از فروشنده میپرسین POS یا همون پایانه فروشگاهی داره؟ میگه دارم و کارت رو از جیبتون در میارین تا بکشین و پرداخت کنین. طی یک فرآیند معقول در همه جای دنیا شما باید کارت بانکی‌تون رو خودتون بکشین، مبلغ رو بزنین و رمز رو خودتون وارد کنین ولی فروشنده با وقاحت تمام دستگاه رو اون پشت گذاشته جوری که فقط دست خودش بهش میرسه و از شما درخواست میکنه که کارت رو بهش بدید و میره اونور و از فاصله دور از شما رمز کارتتون رو درخواست میکنه! حتما بار اول هم درست نمیشنوه و احتمالا اعدادی رو که براش میخونین دوباره براتون با صدای بلند تکرار میکنه تا تایید کنین. یعنی درخواست و تکرار با صدای بلند یک رمز کاملا محرمانه که هیچکس نباید ازش با خبر باشه.

تقریبا این اتفاق هر روز در تقریبا ۹۸ درصد فروشگاه‌ها توی ایران که پایانه‌ فروشگاهی دارن داره خیلی عادی اتفاق میوفته و هیچکس هم اهمیت نمیده. همین هفته قبل در بازار کامپیوتر رضا سر همین جریان با فروشنده بحث کردم و با بداخلاقی فروشنده آخرش از خرید منصرف شدم و از فروشگاه اومدم بیرون. بارها پیش اومده که خریدم رو انجام دادم و موقع خرید وقتی فروشنده درخواست رمز کارتم رو میکنه از خرید منصرف شدم و این نکته رو به فروشنده تذکر دادم که باید دستگاه رو جلوی مشتری قرار بده تا خود مشتری کار پرداخت رو انجام بده ولی در اکثر موارد با مقاومت و بداخلاقی از طرف فروشنده مواجه شدم که اصلا به این فکر نمیکنه که کارش چقدر اشتباهه و چه پیامد‌های ناگواری ممکنه با این کارش برای صاحب کارت رخ بده. دلایلی که فروشنده‌ها میارن برای توجیح کارشون دلایل مهملی مثل اینهاست:

  • مشتری‌ها رقم رو اشتباه وارد میکنن و برای من دردسر میشه
  • مشتری‌ها بلد نیست با دستگاه کار کنن
  • و …

این دلایل واقعا مهمل و خنده‌داره و به هیچ وجه توجیح کننده نیست. یعنی فروشنده اصلا به این فکر نمیکنه که رمز کارت بانکی تنها سد امنیتی هست که برای دسترسی به حساب بانکی آدم‌ها تعریف شده. این دو سناریو رو در نظر بگیرین:

  • یک فروشنده خلافکار با یک همدست در بیرون فروشگاه که رمز کارت شما رو داره و خود کارت رو هم همدستش با دنبال کردن مشتری در بیرون فروشگاه به دست میاره و حساب رو خالی میکنه.
  • دزدها و خلافکارها در فروشگاه حضور دارن و وقتی شما رمز رو برای فروشنده بلند تکرار میکنید میشنون. از فروشگاه خارج میشین، میان دنبالتون و با دنبال کردن شما در یک فرصت مناسب با زورگیری کارت رو میگیرن و در عرض چند دقیقه از اولین خودپرداز تمام حساب رو خالی کنن و فرار میکنن. این سناریو‌ها بارها و بارها اتفاق افتاده.

dcsمن فکر میکنم با توجه به روند حال حاضر، مسئولین فروشگاه‌ها به عنوان پذیرنده پایانه‌ها، موقع واگذاری دستگاه از سمت بانک به هیچ وجه درباره نحوه استفاده از دستگاه آموزش لازم رو نمیبینن و این نکات بهشون تذکر داده نمیشه. ظاهرا بانک‌ها وقیحانه فقط به فکر سود حاصل از تراکنش‌ پایانه‌های فروشگاهی هستن چون به یقین از این فاجعه اطلاع دارن ولی هیچ مکانیزمی برای مقابله با این فاجعه امنیتی در چاره اندیشی نمیکنن. بانک مرکزی هم فقط به هشدار دادن‌های بی‌فایده اکتفا کرده در حالی که میشه مکانیزم‌های ساده‌ای برای مقابله با این معظل اجتماعی از جمله مکانیزم‌های تشویقی و تنبیهی و یا یک سیستم گزارش عمومی که آدم‌ها بتونن در صورت مشاهده این جور تخلف‌ها راحت به بانک گزارش بدن تا با فروشنده برخورد بشه و یا اطلاع‌رسانی در رسانه‌های عمومی انجام بشه تا هرچه زودتر با این معضل اجتماعی برخورد بشه.

توصیه میکنم به هیچ وجه کارت اعتباری و رمزش رو نه برای فروشنده‌ها بلکه برای هیچکس دیگری نخونید و رمز رو روی کارت ننویسین و توش قرار ندین و اگر فروشنده‌ای ازتون رمز کارت رو درخواست کرد بهش تذکر بدین و در صورت اعتنا نکردن فروشنده ازش خرید نکنین و این رو به اطرافیانتون هم بگید. امنیت رو جدی بگیرید قبل از اینکه اتفاق تلخی براتون رخ بده (:

گیک هستید یا نرد؟ جوابش اینجاست

نویسنده:
۴ دی ۹۲

شما جزء گیک‌ها (Geek) محسوب میشید یا توی دسته نردها (Nerd) قرار میگیرین؟ جواب به این سوال راحت نیست و اول باید شخصیت خودتون رو طبق یکسری معیارها آنالیز کنید و ببینید به کدوم یکی بیشتر شبیه هستین. تعیین اینکه نرد هستین یا گیک یک چیزی شبیه تعیین گروه خونیه. کسی افتخار نمیکنه چون گروه خونیش O+ ه یا همچین چیزی. پس فکر نکنید برای اینکه خفن محسوب بشین حتما باید جزء یکی از این دو دسته باشین فقط با خودتون صادق باشین و اون چیزی که واقعا هستین رو با معیارهایی که توی این اینفوگرافیک اومده مقایسه کنین و ببینین شبیه کدوم یکی هستین. البته این یک معیار مطلق نیست و یکسری چیزهاش رو من قبول ندارم ولی در کل خوبه.
نصیحتم اینه که دنبال این نباشین که ادای این دو دسته رو در بیارید چون گیک‌ها و نردهای واقعی در برخورد با هم خیلی زود میتونن همدیگه رو شناسایی کنن و باهم ارتباط برقرار کنن. به طور خلاصه گیک و نرد بودن شما رو مجموعه‌ای از مشخصات‌ فردی و شخصیتی شما از جمله  نحوه صحبت کردن، روش زندگی،شغل‌، فیلم و موسیقی و سرگرمی‌های مورد علاقه‌تون و یکسری خصوصیات دیگه تعیین میکنه. پس با احترام به علاقمندی‌هاتون طرف خودتون رو تشخیص بدین و بعد خودتون رو به دیگران معرفی کنید (:

روی عکس کلیک کنید برای سایز بزرگتر

geek-vs-nerd

منبع